paraakandeha


منزل
تماس
 

دوشنبه ۸ تیر ،۱۳٩٤

 

قصص الأعراب(3)

 

عیسی بن فرخان در زمان وزارتش با ابوالعیناء شاعر سرگرانی و تکبر می ورزید . چون از وزارت خلع شد ، جایگاه ابوالعیناء در نظرش بزرگ شد . یک روز در مجلسی با او حضور یافت و در تفقد و پرسیدن او مبالغه کرد و به او گفت : کجایی ای ابوالعیناء ؟! خدا را شکر که تو را می بینم !!

     گفت : به خدا سوگند از تو به اشاره ای بدون کلام قانع بودم و به این که تو را ببینم بی آن که با من سخنی بگویی راضی بودم ، پس خدای را سپاس که حال تو را بدینجا رسانید و اگر در باب تو نعمت پیش از این خطا کرده بود ، نقمت و نکبت در باب تو درست آمد و اگر دنیا با روی آوردن به تو زشتی ها و تباهی های خود را نشان داده بود، با پشت کردن به تو نیکویی های خود را نیز نشان داد . منت خدای را که ما را از دروغ بستن بر تو بی نیاز ساخت و از آلودگی سخنان ریاکارانه در باب تو پاکمان کرد ، به خدا سوگند که نعمت ها را تباه کردی و حق منعم را به جای نیاوردی .

      عیسی گفت : ای عبدالله ! در سب و لعن من مبالغه کردی ، گناه من چه بوده است ؟

      گفت : به خدا از تو چیزی بی مقدارتر از وجود تو خواستم و با شیوه ای زشت تر و ناپسندتر از خلقتت مرا از خود راندی !!

     قصص الأعراب ج 4 ص 436

 
 

شباويز : ٧:۱٧ ‎ب.ظ

 

 
شباويز



نویسندگان
شباويز


آرشیو وبلاگ
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
بهمن ٩۳
دی ٩۳
اسفند ٩٢
دی ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ۸٩
خرداد ۸٧
اسفند ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦

لینک دوستان
بلاگ رولينگ
پايگاه دريافت رايگان کتب فارسی
تاراز
خوابگرد
ريژاب
زيتون
سايت تاريخ فلسفه
سخن
غربتستان
كتاب هاي رايگان فارسي ( خبرنامه ي جديد )
کتابخانه پارس تک
کتابخانه مجيد زهری
کتاب های رايگان فارسی
زيتون دات کام
پراكنده ها )وبلاگ قبلي(
پايگاه ادبي خزه
پايگاه ادبی فيروزه
نقطه ته خط
پايگاه ادبی علی آرام
پايگاه ادبي هفتان
كتابخانه ي قفسه
پايگاه ادبي ديباچه
پايگاه ادبي اثر
feed

عناوين اخبار امروز
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]