paraakandeha


منزل
تماس
 

جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦

 

سينما پراکنده ها

 

سلام بينندگان عزيز :

امروز هم مجددا از شما دعوت مي كنم در طول تعطيلات تابستان ، بيننده ي فيلم هاي جشنواره ي تابستاني «سينما پراكنده ها» باشيد . همكاران من سعي كرده ند در طول اين مدت ، گلچيني از بهترين فيلم هاي سينمايي دنيا را براي شما تهيه كنند . اميدواريم اين فيلم ها بتونند نظر شما رو جلب كنند و در مجموع بتونيم اوقات شيريني رو در طول تعطيلات براي شما تدارك ببينيم . نكته اي كه بيشتر از همه بايد روي آن تأكيد كنم ، نقدهايي است كه قبل و بعد از پخش هر فيلم خدمت شما ارائه خواهد شد . از شما خواهش مي كنم چه قبل از فيلم و چه بعد از ديدن فيلم همراه ما باشيد . مطمئنا اين نقدها براي بهتر فهميدن و درك ارزش واقعي فيلم ها مفيد خواهند بود .

البته قبل از شروع فيلم طبق معمول هر روز مسابقه ي سينما پراكنده ها برگزار مي شه . همكاران من ارتباط من رو با شركت كننده ي عزيز برقرار كرده ند . سلام عرض مي كنم . لطفا خودتون رو معرفي كنيد .

ـ سلام عرض مي كنم . بنده رضا صدقياني هستم . از كرج .

ـ حال شما خوبه آقاي صدقياني ؟

ـ بله . ممنونم . خسته نباشيد .

ـ آقاي صدقياني هوا توي شهر شما چطوره ؟

ـ خيلي عالي .

ـ آقاي صدقياني ! لطفا صداي گيرنده تون رو تا آخر ببنديد .

ـ بله . بله . حتما .

ـ خوب ! آقاي صدقياني ! براي شركت در مسابقه آماده هستيد ؟

ـ بله .

ـ خوب ! مي ريم كه تا چند لحظه ي ديگه مسابقه رو شروع كنيم . همكاران من جدولي رو نشون مي دهند . شما يكي از خونه هاي جدول رو انتخاب مي كنيد .

ـ خونه ي شماره ي 2 .

ـ بله ! خونه ي شماره ي 2 . آفرين . شما بدون جواب دادن به سؤال برنده ي پنجاه هزار تومان شديد . مي ريم به مرحله ي بعدي مسابقه . خونه ي شماره ي چند رو انتخاب مي كنيد ؟

ـ خونه ي شماره ي 7 .

ـ بله . سؤال اينه : مركز استان تهران كجاست ؟

ـ . . . . !!

ـ عجله كنيد آقاي صدقياني ، وقت داره از دست مي ره !

ـ‌ . . . !!

ـ : يه راهنمايي مي كنم . شما به كجا زنگ زده ايد ؟

ـ به صدا و سيما . شبكه ي پراكنده ها .

ـ نه ، منظورم جا و مكانيه كه برنامه از اون پخش مي شه .

ـ آهان ! جام جم !

ـ نه ! آقاي صدقياني . عجله كنيد ! وقت داره تموم مي شه . يه راهنمايي ديگه . اول اسمش هم ت هست .

ـ تبريز ؟!

ـ نه . هنوز وقت داريد . يه راهنمايي ديگه . اين شهر پايتخت كشور عزيزمون ايرانه .

ـ آهان ! تهران ؟!

ـ بله ! بله ! آفرين . آفرين . شما پنجاه هزار تومان ديگه هم برنده شديد . مجموعا در مسابقه ي امروز ، شما برنده ي يكصد هزار تومان هستيد . ان شاءالله مباركتون باشه . به خانواده ي محترم سلام برسونيد .

ـ خيلي خيلي ممنونم . به شما و همكاراتون هم خسته نباشيد عرض مي كنم .

************

خوب بينندگان عزيز ! براي امروز ، فيلم « شتر در پياده رو لبخند مي زند » ساخته ي « فرانچسكو سالواتوره » !!! را براي شما انتخاب كرده ايم . از آقاي شباويز ، نويسنده و منتقد تواناي فيلم دعوت كرده ايم كه امروز در طول برنامه در خدمتشان باشيم . اميدواريم با توضيحات ايشان درك بهتري از اين اثر گرانقدر سينماي ايتاليا داشته باشيم . جناب آقاي شباويز بفرماييد خواهش مي كنم !

ـ : بله . خدمت همه ي بينندگان محترم سلام عرض مي كنم . اميدوارم اوقات خوشي را پيش رو داشته باشند . همون طور كه فرموديد ، فيلم « شتر در پياده رو لبخند مي زند » محصول سال 1997 ايتاليا از بهترين ساخته هاي فرانچسكو سالواتوره و برنده ي چندين جايزه ي اسكار بوده است . فرانچسكو سالواتوره كارگردان توانا و صاحب سبك ايتاليايي چندين فيلم موفق رو در كارنامه ي خودش داره كه مهمترينش همين فيلمي است كه امروز خواهيم ديد .

در مورد جوايزي كه اين فيلم دريافت كرده بايد چد مورد رو يادآوري كنم . اول جايزه ي بهترين سياهي لشكر سال 1997 ـ جايزه ي بهترين بازيگر زن 1997 ـ جايزه ي بهترين بازيگر مرد 1997 و جايزه هاي بهترين صداگذاري و فيلم برداري و دو جايزه ي بي سابقه ي بهترين آبدارچي و بهترين مسؤول حمل و نقل 1997 كه قبل از فيلم برتولوچي هيچ فيلمي موفق به دريافت اين دو جايزه ي آخري نشده بود و اين طور كه من شنيدم اين دو جايزه ي آخر فقط به نيت تشويق اين فيلم طراحي و اهدا شده ند .

ـ‌ جناب شباويز ! لطفا براي بيننده هاي ما ، از نقاط مثبت و ارزشمند فيلم كه باعث شد اين فيلم مثل كمباين تمام جوايز اسكار 1997 رو درو كنه ، قدري صحبت كنيد .

ـ ببينيد ! اين فيلم از چند جهت براي منتقدين سينمايي ارزش و اهميت داشته . از جهت فيلم نامه شما مي بينيد كمتر فيلمي هست كه در ژانر رزمي ساخته بشه و بتونه با اين موفقيت مخاطب حرفه اي و جدي سينما رو به خودش مشغول كنه . معمول اكثر فيلم هاي رزمي در تمام سينماها اينه كه قهرمان با يك عده تبهكار درگير مي شه و در نهايت اون ها رو شكست مي ده . اما در اين فيلم اونچه از همه بيشتر به چشم مي خوره ، درگيري قهرمان فيلم با خودشه . شما در يكي از صحنه ها مي بينيد قهرمان فيلم ، وقتي از مسئله اي ناراحته ،‌ بدون اين كه از بريده شدن دستش بترسه ، با مشت توي آينه ي روشويي مي زنه و آينه رو مي شكنه . يا در جاي ديگه اي مي بينيد قهرمان داستان ، پدر و مادرش رو كتك مي زنه . حتي در بخش ديگه اي از فيلم مي بينيد قهرمان بعد از اين كه به شدت عصباني شده ، آجري رو از زمين برمي داره و توي سر خودش مي كوبه . اين ها تماما نشانه هايي هستند از درگيريهايي كه قهرمان فيلم با خودش داره و اين ارزش داستان فيلم رو چندبرابر كرده .

ـ اتفاقا جناب شباويز ! يكي از نكاتي كه در فيلم نظر من رو به خودش جلب كرده بود ، همين قسمتي بود كه شما به اون اشاره كرديد .

ـ بله . مورد ديگه اي كه بايد به اون اشاره كنم ، حركت دوربين در طول فيلم هست . شما مي بينيد در جاهايي كه قهرمان فيلم به استقبال خطر مي ره ، دوربين از جلو تصوير برداري مي كنه و برعكس در جايي كه قهرمان فيلم از جايي خارج شده يا صحنه اي رو ترك كرده ( با موفقيت يا شكست فرقي نداره ) دوربين او رو از پشت سر فيلم برداري مي كنه . نكته ي ديگه اي كه در مورد فيلم برداري اين فيلم بايد يادآوري كنم ، دقت عمل دوربين ها و فيلم برداره . شما مي بينيد در حساس ترين موقعيت ها ، مثلا جايي كه قهرمان فيلم با لگد به سينه ي يكي از تبهكارها مي زنه ، دوربين با چه دقتي فرود آمدن ضربه رو ثبت كرده و صداي شكسته شدن دنده هاي فرد مقابل با چه وضوحي شنيده مي شه . در جاي ديگه وقتي قهرمان با مشت به صورت طرف مقابل مي زنه ، ما عكس العمل و زمين خوردن طرف مقابل رو مي بينيم و بعد دوربين چند لحظه روي آب بيني طرف مقابل كه روي ديوار پاشيده شده مكث مي كنه تا شدت ضربه رو به بيننده انتقال بده .

ـ آقاي شباويز ! يه نكته اي كه در مورد اين فيلم جالب هست ،‌ اسم اين فيلمه ! راستي چرا كارگردان اين اسم عجيب رو انتخاب كرده ؟ البته بايد گفت اكثر كارهاي كلاسيك سينما ، اسم هاي اين چنيني دارند و حتي بيننده ي دقيق با شنيدن اسم اين فيلم متوجه خواهد شد كه با يك فيلم معمولي سر و كار نداره و بايد در انتظار يك فيلم برجسته ي كلاسيك باشه .

ـ بله ! به نكته ي خوبي اشاره كرديد . ببينيد ! اسمي كه براي اين فيلم انتخاب شده و حضور پررنگ شتر در اين اسم ، با يادآوري شتر و حركات نرم و آهسته ي اين حيوان خواه ناخواه به شنونده اين احساس رو مي ده كه با فيلمي روبه رو خواهد شد كه در آن تمام داستان فيلم مثل يك جوي آرام جريان خواهد داشت . در حالي كه وقتي شما فيلم رو مي بينيد به انگيزه ي قدرتمند انتقام در قهرمان فيلم پي مي بريد و اين جاست كه شما ياد كينه ي معروف شتر مي افتيد و تازه در آخر فيلم به پارادوكس عميقي كه در انتخاب اسم اين فيلم بوده آفرين مي گيد .

ـ جناب شباويز ! در مورد آلبرتو برتولوچي قهرمان نقش اول فيلم هم قدري براي بيننده هاي عزيزمون صحبت كنيد .

ـ بله ! ببينيد ! شايد براي بيننده هاي عزيزمون جالب باشه كه بدونند كارگردان ، بازيگر نقش اول اين فيلم رو در كجا پيدا كرده و با او آشنا شده . اولين آشنايي كارگردان اين فيلم با برتولوچي ، در جريان يك درگيري خياباني در شهر ميلان اتفاق مي افته . سالواتوره با ديدن نحوه ي درگيري و ضربات مرگبار برتولوچي و كشف استعداد اون در فيلم هاي رزمي پاي او رو به عالم سينما باز مي كنه . البته شايد باز براي شما و بيننده هاي عزيزمون قابل توجه باشه كه برتولوچي قبل از آشنايي با سالواتوره ، بيش از بيست و هفت فقره محكوميت هاي كيفري مثل درگيري هاي خياباني ، زورگيري ، كيف قاپي و امثال اين موارد رو داشته و تنها بعد از آشنايي با اين كارگردان معروفه كه حاضر مي شه از كارهاي گذشته ش دست بكشه .

ـ جناب شباويز ! از توضيحات شما ممنونم . اميدوارم كه بيننده هاي عزيز هم از توضيحات شما استفاده ي لازم رو برده باشند . به اتفاق شما و بيننده هاي عزيز از تماشاي اين فيلم لذت مي بريم .

**********

پ . ن 1 : در مملكتي كه ( شه*ريا*ر   زرش*ناس ) منتقد ادبي و (رح*يم پ*ور ازغ*دي ) فيلسوف باشند ، شباويز هم حق دارد و مي تواند منتقد سينما باشد .

پ . ن 2 : از اين ساعت تا يك هفته ي ديگر احتمالا به اينترنت دسترسي ندارم . اگر پيامي يا ايميلي بي جواب ماند توقع عفو مي رود .

 
 

شباويز : ۸:۳٤ ‎ق.ظ

 

 
شباويز



نویسندگان
شباويز


آرشیو وبلاگ
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
بهمن ٩۳
دی ٩۳
اسفند ٩٢
دی ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ۸٩
خرداد ۸٧
اسفند ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦

لینک دوستان
بلاگ رولينگ
پايگاه دريافت رايگان کتب فارسی
تاراز
خوابگرد
ريژاب
زيتون
سايت تاريخ فلسفه
سخن
غربتستان
كتاب هاي رايگان فارسي ( خبرنامه ي جديد )
کتابخانه پارس تک
کتابخانه مجيد زهری
کتاب های رايگان فارسی
زيتون دات کام
پراكنده ها )وبلاگ قبلي(
پايگاه ادبي خزه
پايگاه ادبی فيروزه
نقطه ته خط
پايگاه ادبی علی آرام
پايگاه ادبي هفتان
كتابخانه ي قفسه
پايگاه ادبي ديباچه
پايگاه ادبي اثر
feed

عناوين اخبار امروز
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]