سامرست موام و روح

     موام در هفتاد سالگي ، در مدخل كتاب خود تحت عنوان « يادداشت يك نويسنده » :

     « روح چيست ؟ . . . به عقيده ي من از طريق آن خود را مي شناسم . . . . شخصيت من ، آميخته اي است از انديشه هايم ، احساساتم ، تجربياتم و حوادثي كه بر من گذشته . . . اگر لكنت زبان نمي داشتم و اگر ده يا دوازده سانت بلندقدتر بودم ، روح من متفاوت تر از آنچه كه امروز هست ، مي بود . فكم بيش از حد متعارف پيش آمده است و در آن ايام كه سال هاي كودكي را مي گذراندم و استخوان هايم نرم بود ، نمي دانستند كه مي توانند با يك حلقه ي طلا ، از حجيم شدن فك جلوگيري كنند . . . اگر آنان كه مرا مي آزردند ، فكي مثل من داشتند و در قوالب ديگري زاده مي شدند ، رفتار آنان با من كاملا متفاوت از آنچه كه بود ، مي گرديد و در نتيجه طبيعت ديگري مي يافتم . پس اين چه روح و حياتي است كه قابل تغيير با يك ابزار دندان پزشكي است ؟ »

     سامرست موام ـ پيرامون اسارت بشري ـ ترجمه : مهدي افشار ( بخش مؤخره ي كتاب صفحه ت) نشر سمير ـ چاپ اول 1383

/ 0 نظر / 5 بازدید