دوزخ درون

      سارتر می گوید : "دوزخ دیگری ست ."  نیچه هم شاید نزدیک به همین مضمون گفته ؛ با دیگری بودن آلودگی ست ، اما شاید دوزخ واقعی خود ما باشیم . کسانی که لحظه ای هم قدرت تحمل تنهایی را ندارند از دوزخ خودشان می گریزند . لحظه ای که از ستایش و تمجید دیگران زنده می شویم ناخودآگاه از دوزخ خود خلاصی می یابیم . اگر دوزخ در خود ما نبود این همه افسردگی جایی نداشت . افسردگی یعنی دسترسی گاه و بیگاه خودآگاه به ساحت مرموز و دوزخی ناخودآگاه .

     سرشت سوگناک مذهب ، بیشتر آدمهایی را جلب می کند که تعارض قوی تری در امیالشان وجود دارد .

     دوزخ دقیقا در وجود ماست وگرنه چرا باید برای بد بودن و نامهربانی دیگران اینهمه افسرده و آزرده خاطر بود؟

(بخشی از مسیج یک دوست)

 

/ 0 نظر / 7 بازدید